![]() |
![]() |
|
| "خدا" چه واژه خوبی ولی چه دور از ذهن *** چه ساده است حضورش به فکر شیطانم |
|
امشب کبوتران دلم زار می زنند
خود را ز غصه بر در و دیوار می زنند
چون مردمی که آینه ها را شکسته اند
دل را به جرم سادگی اش دار می زنند
دیگر اثر ز شعر محبت نمانده است
اینجا همیشه حرف دلازار می زنند
این همرهان که بظاهر صمیمی اند
اینها که دم ز یاری و ایثار می زنند
وقتی که نیستی غم تنهایی مرا
در کوچه های دلم جار می زنند ...
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 14 آذر1386ساعت 9:4 قبل از ظهر توسط بنفشه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
در این وبلاگ شعر و سخنان بزرگان درج شده . امیدوارم بپسندید ...
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 |
|
RSS
|